سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

230

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

سلمان مىگويد : ابو بكر و اطرافيانش را ديدم كه مىگريستند و صدايشان به گريه بلند شده بود . در ميان آنان كسى نبود مگر آنكه گريه مىكرد جز عمر و خالد بن وليد و مغيرة بن شعبه ، و عمر مىگفت : ما را با زنان و رأى آنان كارى نيست ! ! سخنان امير المؤمنين عليه السّلام هنگام ورود به مسجد ( 1 ) سلمان مىگويد : على عليه السّلام را نزد ابو بكر رسانيدند در حالى كه مىفرمود : به خدا قسم ، اگر شمشيرم در دستم قرار مىگرفت مىدانستيد كه هرگز به اين كار دست نمىيابيد . به خدا قسم خود را در جهاد با شما سرزنش نمىكنم ، و اگر چهل نفر برايم ممكن مىشد جمعيت شما را متفرّق مىساختم ، ولى خدا لعنت كند اقوامى را كه با من بيعت كردند و سپس مرا خوار نمودند . ابو بكر تا چشمش به على عليه السّلام افتاد فرياد زد : « او را رها كنيد » ! على عليه السّلام فرمود : اى ابو بكر ، چه زود جاى پيامبر را ظالمانه غصب كرديد « 31 » ! تو به چه حقّى و با داشتن چه مقامى مردم را به بيعت خويش دعوت مىنمايى ؟ آيا ديروز به امر خدا و پيامبر با من بيعت نكردى ؟ شهادت حضرت زهرا و محسن عليهما السّلام ( 2 ) قنفذ - كه خدا او را لعنت كند - فاطمه عليها السّلام را با تازيانه زد آن هنگام كه خود را بين او و شوهرش قرار داد ، و عمر پيغام فرستاد كه اگر فاطمه بين تو و او مانع شد او را بزن . قنفذ او را به سمت چهارچوب در خانهاش كشانيد و در را فشار داد بطورى كه استخوانى از پهلويش شكست و جنينى سقط كرد ، و همچنان در بستر بود تا در اثر همان شهيد شد . اتمام حجّت امير المؤمنين عليه السّلام با فضائلش ( 3 ) وقتى على عليه السّلام را به نزد ابو بكر رسانيدند عمر به صورت اهانتآميزى « 32 » گفت : « بيعت كن و اين اباطيل را رها كن » !

--> ( 31 ) كلمهء « توثّبتم » را مىتوان به « طغيان كرديد » نيز معنى كرد . ( 32 ) كلمهء « انتهره » يعنى « با فرياد كسى را ردّ كرد » كه در اينجا ترسيمى از حالت خشونت عمر است .